اینجا قدری درباره همه چیز مینویسم
تجربه رنگ قرمز
در این پست بیشتر تلاش کردم که نحوه مواجهه خودم با این مسئله را برای شما تعریف کنم. در پستهای بعد تلاش میکنم که کمی عمیقتر به این موضوع ورود کنم و آن را توضیح دهم. اگر کمی برای شما تکراری یا خستهکننده شد پیشاپیش از شما عذرخواهی میکنم. زنگ کلاس شیمی دهم بود. معلم داشت دربارهی رنگهایی توضیح میداد که الکترونها هنگام رفتن به مدار پایینتر از خود ساطع میکنند. معلم باسوادی بود و مطالب را مفهومی تدریس میکرد برای همین من کمی راحتتر بودم که سوالهایی که داشتم را ازش بپرسم. یادم نیست که آن مطلب دقیقا چند جلسه تدریس شد. در تمامی جلسات فکرم درگیر بود؛ بخشی از ماجرا برایم گنگ بود و احساس میکردم که میشد یک سوال خوب از آن پرسید اما نمیتوانستم بفهمم که کجاست. بار اول تلاش کردم که چند کلمه پرت کنم شاید بخش گنگ ماجرا به شکل سوال جاری و ساری شود. دقیقا به یاد ندارم که چه گفتم ولی پتپتکنان یک چیزی در مایههای اینکه “اون چیز(پرتو الکترو مغناطیس)… چیه؟… چرا؟…” خلاصه که تلاش اول ناموفق بود. یادم نیست که چندبار تلاش کردم که سؤالم را بپرسم ولی در نهایت کمی موفق شدم و پرسیدم که “چرا اون پرتویی که از الکترون ساطع میشه اون رنگیه؟” ولی جوابی که گرفتم اصلا چیزی نبود که میخواستم بشنوم معلم گفت که “رنگهایی که ما میبینیم مکمل هستند یعنی مثلا رنگ قرمز را ما سبز میبینیم…” یکسری از این نوع توضیحات درباره مغز و پردازش تصویر در چشم؛ من که اصلا راضی نشده بودم و منظورم منتقل نشده بود خیلی با ذوق به میز اشاره میکردم و میگفتم “نه یعنی… چرا این رنگ؟” معلم کمی مکث کرد به بالا نگاه کرد و به تدریسش ادامه داد. من از اینکه جواب نگرفتم ناراحت نبودم بلکه خیلی خوشحال بودم که بالاخره توانستم سوالی که پس سرم بود را بپرسم. ...
مصرف اخلاقی هروئین
در پست قبلی نوشتم که خواهم گفت که به نظرم کجا مصرف هروئین کار اخلاقی است. جدیدا یک فیلم علمی تخیلی جالبی دیدم پیشنهاد میکنم ببینیدش. در این فیلم بخاطر یک سلول عجیب غریب که روی سطح خورشید از انرژی خورشید تغذیه میکند پیشبینی میشود که زمین چندین درجه در چند سال آینده خنک بشود و میلیاردها نفر بخاطر آن از گرسنگی بمیرند. در این بین یکسری اتفاقتی رخ میدهد که شخصیت اصلی با یکسری فضانورد دیگر مجبور میشوند که به یک سفر فضایی بروند. بقیه فضانوردها وظیفهشان این است که شخصیت اصلی را به مقصد برسانند و چون چند سال در مسیر بیکار و بدون آذوقه هستند تصمیم میگیرند که با یک دوز کشنده هروئین خودشان را بکشند به نظرم واقعا ایده جالبی برای خودکشی داشتند. اسم فیلم: Project Hail Mary ...
کار اخلاقی چیست؟
در یکی از پستهای قبلی درباره نسبیگرایی صحبت کردم. این بار میخواستم بیشتر به جای اینکه آن را نقد کنم، به مدلی که به نظرم جایگزین بهتری برای آن است بپردازم. اما قبل از اون میخواستم مشکلات نسبی گرایی خیلی کوتاه مرور کنم در مجموع به نظرم میتوانیم این مشکلات را به نسبیگرایی نسبت بدهیم: اول، نسبیگرایی حق اعتراض را از همه میگیرد. مثلاً اگر کسی گفت «همهچی نسبی است، چیزی به اسم کار درست و غلط وجود ندارد»، میشود سیلی بر روی صورت آن شخص زد و اعلام کرد که شاید از منظری زدن این سیلی کاملاً کار موجهی است و آن شخص هم اعتراضی نباید بکند چرا که همه چی نسبی است. دوم، اگر کار درست یا غلط وجود نداشته باشد، هر کاری برای افراد مجاز میشود. طالبان خیلی راحت میتواند بگوید که ما خانمها را در کیسه و گونی پنهان میکنیم و حق تحصیل را از آنها میگیریم، چرا که از منظر ما این کاملاً کار درستی است. ...
تجربه ساخت وبلاگ
به مدت 9 ماه بود که در تلگرام جسته و گریخته مطالبی مینوشتم البته 6 ماه آخر بعد از اینکه آقای شعبانعلی مطلب وبلاگ نویسی در عصر هوش مصنوعی را نوشتند به بهانه اینکه مطالبی که بالاتر نوشته بودم خوانده نمیشود فعالیتم را کمتر کرده بودم. از همان اول هم تلگرام را به عنوان مقصد نهایی نوشته هایم در نظر نداشتم و چون آقای شعبانعلی هم توصیه کرده بودند نوشتن بر روی وبسایت های وبلاگ نویسی مثل ویرگول و بلاگفا معایبی دارد(که در پستی که پیشتر اشاره کردم نوشتهاند.) قصدم بر این بود که وبلاگی برای خودم درست کنم و با خواندن این مطلب عزم خودم را جزم کردم تا بالاخره وبلاگ خودم را درست کنم. ...
خلاصه کتاب اسلحه، میکروب و فولاد
پیسارو و امپراطوری اینکا برای شروع قصد داشتم با داستانی به نظر بیربط به رشد اقتصاد از کتاب «اسلحه، میکروب و فولاد» شروع کنم. پیسارو فرستاده امپراطور مقدس روم بود که در سال ۱۵۳۲ به آمریکای جنوبی رسید. در آن زمان بزرگترین و قدرتمندترین امپراطوری دنیای نو (قاره آمریکا) اینکاها بودند. فرماندار پیسارو با شکنجه بعضی از سرخپوستها، محل فرماندهی امپراطوری اینکاها — شهر کاخامارکا — را کشف کرد. آنها به سمت این شهر حرکت کردند و وقتی که رسیدند از جمعیت و تعداد چادرهای این شهر حیرتزده و وحشتزده شدند. امکان برگشت و تجدید قوا نداشتند چون از نزدیکترین قرارگاه اسپانیاییها چند هزار کیلومتر فاصله داشتند. وارد شهر شدند. شب را در میدان اصلی شهر ماندند. از شدت ترس هیچکدام نخوابیدند و تا صبح نگهبانی دادند. ...
مسیر شغلی: از درآمد و خوشبختی تا شغل رویایی
درباره این نمودار میخواستم توضیحات بیشتری بدم. من این نمودار را از سایت 80000 hours برداشتم. اینها یک موسسه عامالمنفعه هستند که در رابطه با مسیر شغلی مطالب جالبی تولید میکنند. این دوستان از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شدند و مطالبشان دقت علمی زیادی دارد. به قول خودشان ۳۰ سال است که تحقیقات مربوط به این حوزه را مطالعه میکنند. مطالبشان انقدر جالب و مهم بود که به فکرم رسید برخیشان را برای دوستانی که حوصله خواندن ندارند، یا حوصله خواندن انگلیسی را ندارند، یا با قلم من حال میکنند 😉 خلاصه و ترجمه کنم. اگر عضو هیچکدام از دستههای بالا نیستید پیشنهاد میکنم خود مطلب را مطالعه کنید. ...
مینیمالیسم دیجیتال
چرا مینیمالیسم دیجیتال؟ کلمه مینیمالیسم دیجیتال را از روی یک کتابی به همین اسم برداشتم و قصد داشتم کمی از راهکارهایی که من در این رابطه استفاده میکنم را براتون بنویسم. زندگی روزمره ما از هر زمانی بیشتر به تسخیر گوشیهای هوشمند درآمده به طوری که اگر کارهایی که با گوشی هوشمند انجام میدید را لیست کنید بعیده که در نوشتن تمام کارکردهای آن موفق بشید. این موفقیت و کارایی موبایلها عدهای را به نتیجه جالبی رساند. به این نتیجه که شاید اصلاً بدتر بهتر باشد. چون برای حل این مشکل نمیتوانیم با دور ریختن گوشیها به آغوش زندگی بازگردیم، چون بعد متوجه میشویم که چیزی برای خوردن نداریم. برای همین عدهای به فکر افتادند که گوشی بسازند که به اعتیادآوری گوشیهای مرسوم نباشد و کمی از کارایی آنها را حفظ کند. من چند نمونه از این تلاشها را براتون میگذارم: ...
پادکستهای پیشنهادی
پادکستهای تاریخی علوم غیر انسانی پادکست جذابی است و وقایع تاریخی را نه به خاطر خود تاریخ بلکه به خاطر انتقال دادن نمای کلی از جهان نقل میکنند. نقالباشی با گویندهگی علی آردم به تاریخ معاصر ایران میپردازد. آقای علی آردم تحصیلات مرتبط به تاریخ دارند و مطالبشون دقت و بیطرفی خوبی دارد. از نظر من بهترین پادکست برای تاریخ معاصر ایران است. معجون پادکست تاریخی معقولی است. بیشتر به کشورهای سوسیالیستی و نزدیک به شوروی میپرداختند ولی جدیداً کمی موضوعاتشون متنوعتر شده. ...
آیا اخلاق نسبی است؟
از همه دوستانی که نوشتههای من را دنبال میکنند و با لایک و کامنت حمایت میکنند خیلی ممنونم — اگر بخاطر این افراد نبود تا به حال از این کار منصرف شده بودم. موضوعی که قصد داشتم امروز دربارهاش بنویسم موضوع خیلی مشهوری است. شما حتماً در یک جمع دوستانه یا خانوادگی افرادی را دیدید که میگویند: «همه چیز نسبی است، خوب یا بد که نداریم.» در کل به نظر میرسد در قشر تحصیلکرده ایرانی این اعتقاد هواداران زیادی دارد و یک باور بدیهی تلقی میشود. البته در سمت دیگر هم افرادی هستند که معتقدند حقیقت یکتاست و آن هم پیششون است و کافی است که دستشان در جیب کنند و آن را دربیاورند. این گروه در جامعه آماری من کمتر هستند و فکر میکنم که بیشتر در بین قشر مذهبیتر پیدا میشوند. ...
GPT خوب، GPT بد
چند وقتی هست که GPT درگیری زیادی دارم و قصد داشتم که کمی از این درگیریها برای شما بنویسم. طبق معمول باید بگم که حرفهای من تماماً نظرات شخصی هستند — با خودم گفتم که شاید این مطالبی که این چند وقت با آنها مواجه شدم بدرد کسی بخورد. مشکل اصلی: اتاق پژواک اما معضلاتی که من با این مدلها داشتم: این مدلها با اینکه قدرت پردازشی بالا و حجم اطلاعات زیادی دارند در مصرف این منابع بسیار خسیس هستند و فقط جواب را بدون هیچ حاشیهای یک راست تحویل میدهند. ...