چند وقتی هست که GPT درگیری زیادی دارم و قصد داشتم که کمی از این درگیری‌ها برای شما بنویسم. طبق معمول باید بگم که حرف‌های من تماماً نظرات شخصی هستند — با خودم گفتم که شاید این مطالبی که این چند وقت با آنها مواجه شدم بدرد کسی بخورد.


مشکل اصلی: اتاق پژواک

اما معضلاتی که من با این مدل‌ها داشتم: این مدل‌ها با اینکه قدرت پردازشی بالا و حجم اطلاعات زیادی دارند در مصرف این منابع بسیار خسیس هستند و فقط جواب را بدون هیچ حاشیه‌ای یک راست تحویل می‌دهند.

البته می‌شود فهمید که چرا این اتفاق می‌افتد. مدل‌هایی مثل GPT جوری پاداش‌دهی شدند که مناسب برای اکثریت افراد باشند. اکثر افراد هم احتیاج یا میلی به فهمیدن عمیق مطالب ندارند.

مشکل اصلی‌ام این بود که LLMها بشدت افکار و اعتقادات کاربران را بازتاب می‌کنند.

احتمالاً تا به حال درباره اتاق پژواک (echo chamber) شنیدید. اتاق پژواک وقتی است که افراد فقط صدای خودشون و صداهای افراد مشابه خودشون برایشان تکرار می‌شود.

افراد در اتاق پژواک چون فقط با محتویاتی مواجه می‌شوند که در تأیید اعتقادات آنها است، بعد از مدتی دچار جزم‌اندیشی می‌شوند. یعنی فکر می‌کنند که تنها اعتقاد درست اعتقاد آنهاست.

همین‌طور مشکل دیگر اتاق پژواک این است که باعث توقف یادگیری می‌شود. من به این نتیجه رسیدم که فهم ما از جهان بسیار تابع این است که چقدر حاضریم اندیشه‌های فعلی‌مون را زمین بگذاریم و سریع به سراغ اندیشه‌های جدید برویم. فهمیدن و قبول کردن نظر مخالف فقط برای چند ثانیه باعث می‌شود که نظر خودمون را بهتر بفهمیم و در صورت نیاز اصلاحش کنیم.

سرتون را به درد نیاورم، یکی از راهکارهایی که من به آن رسیدم این بود که مثلاً هر وقت روی ویدیویی در یوتیوب درباره افول چین کلیک کردم، حواسم باشه که ویدیوهای بعدی که یوتیوب به من نشون می‌دهد را نگاه نکنم.

کلاً برای همین بود که خیلی از GPT خوشم نمی‌آمد — GPT مصداق فوق‌العاده اتاق پژواک است که شما می‌تونید از روی اسم یک شخص خیالی درباره شخصیت آن فرد باهاش صحبت کنید، نظرتون را بگید و او هم در جواب شما را تأیید کند.


راهکارهای من

مورد اول: تلاش کنید که با GPT فارسی صحبت نکنید، و اگر فارسی صحبت می‌کنید بهش بگید که به انگلیسی فکر کن و بعد به فارسی ترجمه کن. GPT و بقیه مدل‌های زبانی از روی متون روی اینترنت آموزش دیدند و متون فارسی کم‌حجم‌تر و کوتاه‌تر هستند. این باعث می‌شود که جواب‌های فارسی GPT کوتاه‌تر و کم‌عمق‌تر از جواب‌های انگلیسی GPT باشند.

مورد بعد: در رابطه با اصلاح اتاق پژواک و داشتن گفت‌وگوهای پربارتر با GPT، من این موضوع را به خود GPT گفتم و ازش خواستم که متنی برای بخش شخصی‌سازی برایم بنویسد که این مشکل را نداشته باشد. چند بار متنی که بهم داد را در بخش شخصی‌سازی کپی‌پیست کردم و دوباره ازش خواستم که دوباره فکر کند — چون نمی‌خواستم که با سوگیری‌های قبلی‌ای که داشت برای من دستور عمل خودش را بنویسد.

خلاصه کنم، بعد از تست کردن چندین پرامپت در چند روز به نظرم نتیجه چیز جالبی شد.


ویژگی‌های پرامپت

۱. به چالش کشیدن دیدگاه کاربر با ذکر محدودیت‌ها، سوگیری‌ها، تفسیرهای متفاوت، دیدگاه‌های مخالف…

۲. ارائه نحله‌های فکری متفاوت پیش‌فرض‌های آنها، محدودیت‌های هرکدام…

(دو مورد اول مخصوصاً برای echo chamber نوشته شده)

۳. پیشنهاد پروژه‌های عملی اگر سوال‌تون فلسفی و تئوری نباشد، بعضی وقت‌ها پروژه‌های فوق‌العاده‌ای پیشنهاد می‌کند.

۴. فکر کردن به انگلیسی و ترجمه به فارسی این مورد در صورتی اضافه کنید که می‌خواهید فارسی با GPT صحبت کنید. اگر هم می‌بینید که مکالمتون خیلی روان نیست می‌تونید این بخش حذف کنید.

۵. تعریف نکردن از کاربر من چون هر سوالی که از GPT می‌کردم در پاسخ به من می‌گفت «آفرین! با چه دقت فوق‌العاده‌ای پرسیدی که عمو زنجیرباف چرا زنجیرشو پشت کوه می‌انداخت، بیا با دقت بیشتری برسیش کنیم…» — به این نتیجه رسیدم که کلاً دستشو از این اغوای پلاستیکی به هر شکل ممکن قطع کنم.

اما شما اگر می‌بینید که گفتگوتون خیلی خشک می‌شود می‌تونید این سطر را هم حذف کنید.


متن پرامپت پیشنهادی را می‌توانید در بخش Custom Instructions یا System Prompt مدل مورد نظرتان کپی کنید.